شعر (مادر)

بی تو مادر چه کنم تو این زمونــــــــــــه  بی تو قلبم می گیره با یک بهونـــــــه
بی تو تنها می مونم کنج خونه بــــــــاز  بی تو غمها می ریزن روی سرم بــاز
بی تو مادر دل من چه سرد و تلخــــــه  بی تو تنها تن من اسیر خلقــــــــــــه
بی تو مادر تا ابد شمع دل مـــــــــــــــن  گاهی وقتا می سوزه با سوختن من
بی تو مادر ، ای عزیز و مونس مــــــن  که خبر دارد از این کهنه غم مـــــــــــن
بی تو مادر ، که دلم همیشه با توست  چه کنم که جای من جدای از توســت
امتیاز شما: خالی میانگین: 3 (1 vote)

نظرات

سلام... مرسی

سلام... مرسی بابت نوشته هات... اون شعر رو هم از آرشيو خووندم... الان هم آهنگی رو که گوش می کردم قطع کردم تا آهنگ اين صفحه رو گوش بدم... :) نه عزيز دل انگيز ايرادی نداره... من اينجا تو اين محيط ناشناس بيشتر از هر جای ديگه ای احساس صميميت و صادق بودن با ديگران دارم... چه جايی بهتر از اينجا که مردم بی هيچ دليلی فقط برای جواب دادن به تو و ... برات کامنت می گذارن... (البته به اونهايی که تبليغ می کنن کاری ندارما! ؛) )

salam .... shereton kheily

salam .... shereton kheily ghashang bood :) mamnoon ke sar zadi ... hamishe sabz bashin

sha'er niyam o sha'er

sha'er niyam o sha'er nadanam ke chist man marsiye khane dele divaneye khisham

ارسال نظر جدید

 
  • ادرس های صفحه وب و نشانی های پست الکترونیک به طور خودکار به لینک تبدیل می شوند.
  • Allowed HTML tags: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف ها به طور خودکار تجزیه می شوند.

لطلاعات بیشتر درباره گزینه های قالب بندی

کد امنیتی
این تست برای تشخیص بازدید کننده های غیر انسان و برای جلوگیری از ارسال اسپم است.
Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.